سلام ای تنها بهونه واسه ی نفس کشیدن
هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن
واسه ی جواب نامت می دونم که خیلی دیره
بذا به حساب غربت نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینمکه چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سر تو مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق آخه تکلیفی نداره

 

میسی نیما عزیز

امشب تبي غريب تموم وجودت رو گرفته
تنت مي سوزه و تو نمي توني هيچ كار كني
همينطوري كه اين نشستي
چشاتو مي بندي و با خودت مرور مي كني تموم خاطراتت رو
روزهاي شاد و پر اميد
لحظه هاي پر غم
كه فكر مي كردي ديگه اين غم تو رو مي كشه
لحظه هايي كه غم دلت رو به هيچ كس نمي تونستي بگي
گريه هاي پنهوني
و لحظه هاي دلتنگي
هر وقت كم مياري
ياد اون مي افتي
صداش مي كني
و عاجزانه ازش مي خواي كه دستت رو بگيره
اما بعضي وقتا خجالت مي كشي
از اين همه لطف اونو
نا سپاسي خودت
از اين همه نعمتي كه بي دريغ بهت ارزوني كرده و
تو حتي شكر يكيشو نمي توني به جا بياري
اشك امونت رو مي بره
وقتي كه فكر مي كني چقدر مهربونه
اينكه هميشه باهاته

مرسی رضا جون

ولنتاین مبارک

 

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی

اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی

اگه شمع بودی روشن ترین بودی

و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی . . .

قاصدک٬غم دارم٬

          غم آوارگی ودربدری٬

                     غم تنهایی وخونین جگری.

قاصدک وای به من٬همه ازخویش مرامیرانند٬

همه دیوانه ودیوانه ترم میخوانند.

مادرمن غم هاست٬

                 مهدوگهواره من ماتم هاست.

قاصدک دریابم!روح من عصیان زده وطوفانیست٬

آسمان نگاهم بارانیست.

قاصدک غم دارم٬

                     غم به اندازه سنگینی عالم دارم.

قاصدک غم دارم٬

                    غم من صحرا هاست٬

                                                افق تیره او ناپیداست.

قاصدک از این پس منم وتنهایی٬

وبه تنهای خود درهوس عیسایی٬

وبه عیسایی خود٬منتظرمعجزه ای غوغایی.

قاصدک زشتم من٬زشت چون چهره سنگ خارا٬

                          زشت مانندزال دنیا.

قاصدک٬حال گریزش دارم٬

                  میگریزم به جهانی که درآن پستی نیست٬

                                  پستی ومستی وبدمستی نیست.

میگریزم به جهانی که مرا ناپیداست٬

                               شاید آن نیز فقط یک رویاست.

 

 

به سیمـِ آخَــر ،

ســاز میـزَنَمـ امشَبـ ،

بـه ڪـورےِ چشمـِ دُنیـا

ڪه سـازِ مُخـالـفـ میـزَند

بـا مَن ...!....

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

که تنها دل من ؛ دل نیست ....

گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند

عرشیان و فرشیان نام محمّد می‌برند

ولادت حضرت محمد بر شما مبارک

ممنونم شهاب جان

تبریک

خورشید، محمد است و صادق ماه است / خورشید همیشه با قمر همراه است

یعنی که ولادت امام صادق / در روز ولادت رسول الله است

عیدتون مبارک

 

نظرسنجی

۱ نام=

۲ شهرت=

۳ آواره ی=

۴ جرم=

۵ محکومیت=

۶ آشناترین کلکه=

۷ زیباترین کلام=

۸ زیباترین کلمه=

۹ پراحساس ترین کلمه=

۱۰ پرمعناترین کلمه=

۱۱ تلخ ترین کلمه=

۱۲ زیباترین غروب=

۱۳ زیباترین سنگ=

۱۴ زیباترین دوست=

۱۵ زیباترین مایه=

۱۶ زیباترین ناله=

کاش می شد:۱۷ سکوت را؟

۱۸ از حصار تنهایی؟

۱۹ خسته ام,خسته از این همه؟

۲۰ ی جمله ی زیبا=

 

 

خداوندا:
آرامشی عطافرما تابپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر
دهم ، شهامتی که تغییر دهم آنچه راکه می توانم و دانشی که تفاوت این دو رابدانم. آمین

میسی داداش فرزان جونم

عشق را در چشم تو روزی تلاوت می کنم
با همه احساس ،خود را با تو تقسیم می کنم

مرز بی پایان مهرت را به من بخشیده ای
در جوابت هر چه دارم فدایت می کنم

نور چشمت را چراغ شام تارم کرده ای
من وجودم را همیشه فرش راهت می کنم

ای تجلی گاه هر چه خوبی و مهر و صفا
عاقبت مانند اشعار فریدون ناب نابت می کنم

بر خرابات وجودم زندگی بخشیده ای
تا نفس دارم همیشه شاد شادت می کنم

همچو سروی گشته ای تا خم نگردد قامتم
من صداقت را همیشه سرپناهت می کنم

ممنونم شهاب عزیز

داستان عشقی




Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
Why do you like me..? Why do you love me
I can't tell the reason... but I really like you
You can't even tell me the reason... how can you say you like me
How can you say you love me

 

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
Proof ? No! I want you to tell me the reason
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
because your voice is sweet,
because you are caring,
because you are loving,
because you are thoughtful,
because of your smile,

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
The Guy then placed a letter by her side
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
No! Therefore I cannot love you
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
Because of your smile, because of your movements that I love you
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you

 

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
Does love need a reason?
NO! Therefore!!
I Still LOVE YOU...
True love never dies for it is lust that fades away
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away

 

Immature love says: "I love you because I need you"
Mature love says "I need you because I love you"
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays

 

ادامه نوشته

 

به هر کس دل سپردمن بی وفا شد

چو پای بندش شدم از من جدا شد

نمیدانم از اول بی وفا بود

یا نازش را کشیدم بی وفا شد

دلتنگی

این که دلتنگ توام اقرار می‌خواهد مگر؟!

این که از من دل‌خوری انکار می‌خواهد مگر؟!


وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش

دل بریدن وعده‌ی دیدار می‌خواهد مگر؟!


با زبان بی‌زبانی بارها گفتی: برو!

من که دارم می‌روم! اصرار می‌خواهد مگر؟!


روح سرگردان من هر جا بخواهد می‌رود

خانه‌ی دیوانگان دیوار می‌خواهد مگر؟

آنجا که سایه ی انسانهای کوچک بزرگ می شود، خورشید در حال غروب است!

ممنونم رهگذر عزیز

بهـــ تعظیـــم مـــردم ایـــن زمانهـــ اعتمـــاد نکـــن

تعظیـــم آنـــان هماننـــد خـــم شـــدن دو ســـر کمـــان استـــ

کهـــ هـــر چهـــ بهـــ هـــم نزدیکتـــر شـــوند

تیـــرش کشنـــده تـــر استـــ !

بیهوده خیالت را تخت کردی

تختی برای هوس بازی او !

تختی که برای تو جای به لرزه افتادن پای عشق بود

و برای او فقط تداعی خاطرات گذشته بود

سنگ دل

همان که در خواب دیده بودم شــــــــــــد!
همه ی شهر هورا می کشند
طناب دار
و حالا چهار پایه ای که لگد او را لازم داشتــــــ !!
خنـــــــــــــــــــــــده ام گرفتــــــــــــــ ...
دلش برایم سوختــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ !
نمی دانستم سنگ دل بودن هم دل می خواهد!

دستـــ هایتـــ را مے خـــواهـــم

بـــراے پـــاکـــ کـــردن اشکـــ هایـــم .

همـــان گـــونهـــ کهـــ حریـــص انـــد

در لمســـ انـــدام خستـــهـــ ام !

شکفتـــے و گفتـــے از عشـــق پـــرپـــرم مـــن !

زمانـــے کهـــ لبـــهایتـــ

تمنـــاے لبهـــایـــم را دارنـــد !

چهـــ میکنـــے ؟

بـــر لبـــ هاے او بوســـه میـــزنے بهـــ یـــاد لبـــ هاے مـــن ؟

بـــر نـــارفیقـــان شـــــــــــرم باد... !

باحس عجیبی
با حال غریبی دلم تنگته

پر از عشق و عادت بدون حسادت دلم تنگته

دل بی گلایه بدون کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی یه جورقشنگی دلم تنگته

توجایی که هیشکی واسه هیشکی نیست و همه دل پریشن

دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت
که کهنه نمیشن

دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن
یه شب شد هزار شب
که خاموش وخوابند چراغای روشن


من دل شکسته با این فکر خسته دلم تنگته
با چشمای نمناک دل ابری و پاک دلم تنگته

ببین که چه ساده بدون اراده دلم تنگته
مثل این ترانه چقدر عاشقانه دلم تنگته
دلم تنگته

ممنونم شهاب عزیز

بیا نوشته هایم را برایت بخوانم
کنارم بنشین...آرام و با وقار
حوصله کن
مثل همیشه
کمی بلند بخند...صدای خنده هایت را دوست دارم
...صدای زندگی من است.
مرا نبوس...از بوسه ها خاطره ی خوش ندارم
فقط نگاهم کن...
زیرکی نکن
ساده باش و پاک
این گونه دوستت دارم...‌

مرسی نخل جنوب عزیز

زندگی فرصتی برای آزادی است

زندگی ساختن لحظه ای برای امروز است

زنـــــــــــدگی رقصیدن با آهـــــــــــنگ غمگین است

میسی مهر عزیز

یادم اول دبستان که بودم اولین مشقی که نوشتم:

به نام خدا

بابا آب داد، بابا نان داد

راحت نوشتیم بابا نان داد

بی آنکه بدانیم بابا چه سخت

برای نان،همه جوانیش را داد..!!


تسلیت

بچه ها الان بهم خبر رسید که پدر یکی از هم دانشگاهیم فوت شده...

از همین جا بهش تسلیت می گم و ایشالله غم آخرشون باشه....

تقدیم به همه ی مادرای دنیا

دنیا را با بستن یک چشم با دست ،
نادیده می گیرم
تو را هرگز
تو از دنیا جدایی...

آرزو هایم زیر انبوهی از خاکستر
هنوز نفس می کشد
هنوز شعله ورند
نسیم مهربانی تو کدام جمعه می وزد

ممنونم منتظر عزیز

دین راهگشا بود وتو گم گشته دینی
تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی

آهو نگران است، بزن تیر خطا را
صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟

این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هرجا بروی باز گرفتار زمینی

مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید
هر وقت شدی آینه کافی ست ببینی

ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببینند چنینی

هم هیزم سنگین سری دوزخیانی
هم باغ سبک سایه فردوس برینی

ای عشق! چه در شرح تو جز «عشق» بگوییم
در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی

مرسی ارکیده جااااااان

ای عین بقا در چه بقایی که نه ای؟
درجای نه ای،کدام جایی که نه ای؟

ای ذات تو از جاوجهت مستغنــــی
آخــــر توکجایی وکجایی که نه ای؟

ممنونم طهورای عزیز

پرواز كن آنگونه كه مي‌خواهي
و گرنه پروازت مي دهند آنگونه كه مي‌خواهند

علم فيزيک دروغ مي‌گويد!
براي ديدن نياز به نور نيست، فقط دليل لازم است

وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن...
وقتی میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن...
باید از دوست داشتن آدما ترسید

پروانه گاهی فراموش می‌کند که زمانی کرم بوده است و کرم نمی‌داند که روزی به پروانه‌ای زیبا بدل خواهد شد...
فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست!

شرط دل دادن دل گرفتن است، وگرنه یکی بی دل می‌شود و دیگری دو دل

میسی داداش فرزان عزیزم